حکایت آخر

زندگی دفتری از خاطره هاست

یک نفر در دل شب

یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست

یک نفر همسفر سختی هاست

چشم تا باز کنیم

عمرمان میگذرد

ما همه همسفریم.....

اینم حکایت آخر دوران شیرین دانشجویی.....

/ 3 نظر / 20 بازدید
بهنام

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم. [گل]

بهنام

امیدوارم که حکایت آخر دانشجوییتان سرآغازی از یک حکایت شیرینی دیگر باشد که روزگار برایتان رقم میزند در پناه حق همکار[گل]

بهنام

با آرزوی اینکه تمام روزهای ایرانیان و هموطنان عزیز و همکاران گلم عید باشد این عید را به همه تبریک میگم [گل]